مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
100
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
ايشان بگريست و خونابه از ديدها چون سيل فروريخت و اين ابيات برخواند : مرا دى بد گذشت از چرخ و امروز * ز دى بدتر گذشت اى واى فردا ندانم رسم اين ايام انصاف * نه اندر طبع اين مردم مواسا چنان سيرم ز جان كز غصه هرروز * كنم صد ره گذر بر مرگ عمدا